توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : راهنمایی در معادل فارسی مناسب اصطلاحاتی خاص
سلام
دوستان من دارم متنی رو ترجمه می کنم ولی برای پیدا کردن معادل فارسی چند وازه گیر کردم!
1- به stabilizer و fin (قسمت های ثابت دم هواپیما) در فارسی چی می گن؟ لازم هست برای این کلمات معادل فارسی نوشته شود؟
2- من برای Fin کلمه تیغه عمودی پسندیدم برای stabilizer هر چی فکر کردم گروه کلمه ای به ذهنم نیومد که بتونه معادل Stabilizer باشه!!
3- اگه لینک های هواپیمای که شیپوری ها وصل می شند نگاه کنید می بینید که انتهاشون شیاردار هست. به این قسمت شیار دار بهتر است بگم "قسمت حدیده شده لینک، یا رزوه شده یا شیار دار"؟
4- حالت idle موتور رو بنویسم "حالت کمینه موتور" یا با همین کلمه idle اسم ببرم؟
5- به glow engine موتور الکلی گفته میشه؟
6- به اصطلاح bushed engine در فارسی چه گفته میشه؟ اگر موتور OS 46LA رو دیده باشید می بینید که بلبرینگ نداره! به چنین موتورهایی bushed engine گفته میشه! حالا نمی دونم توی فارسی بهش چی میگند!!!
دوستان خیلی ممنون میشم اگه بتونید کمک کنید
سلام
دوستان من دارم متنی رو ترجمه می کنم ولی برای پیدا کردن معادل فارسی چند وازه گیر کردم!
1- به stabilizer و fin (قسمت های ثابت دم هواپیما) در فارسی چی می گن؟ لازم هست برای این کلمات معادل فارسی نوشته شود؟
2- من برای Fin کلمه تیغه عمودی پسندیدم برای stabilizer هر چی فکر کردم گروه کلمه ای به ذهنم نیومد که بتونه معادل Stabilizer باشه!!
3- اگه لینک های هواپیمای که شیپوری ها وصل می شند نگاه کنید می بینید که انتهاشون شیاردار هست. به این قسمت شیار دار بهتر است بگم "قسمت حدیده شده لینک، یا رزوه شده یا شیار دار"؟
4- حالت idle موتور رو بنویسم "حالت کمینه موتور" یا با همین کلمه idle اسم ببرم؟
5- به glow engine موتور الکلی گفته میشه؟
6- به اصطلاح bushed engine در فارسی چه گفته میشه؟ اگر موتور OS 46LA رو دیده باشید می بینید که بلبرینگ نداره! به چنین موتورهایی bushed engine گفته میشه! حالا نمی دونم توی فارسی بهش چی میگند!!!
دوستان خیلی ممنون میشم اگه بتونید کمک کنید
سلام دوست گرامی
برای پاسخ پرسش 1و2 باید بگویم واژه (باله ) و یا (بالچه ) را من در برگردان فارسی دیده ام در همین راستا به الوران ها هم (شهپر) میگویند
سوال سوم اگر منظور بخش دنده شده رابط هاست بله همان (رزوه) متداول است
پرسش چهام واژه ترکیبی (دور آرام ) متداول است اما مکانیک ها( دور در جا) هم میگویند
پرسش پنجم بله همان (موتور الکلی درون سوز) صحیح است
پرسش ششم علارغم اینکه (بوش) فارسی نیست اما اصطلاح (موتور بوشی) متداول است
امید اینکه مفید بوده باشد
فوق العاده بود!!
پس کلمه باله یا بالچه فقط برای stabilizer به کار برده بشه؟!
2- شما در مورد موتور های حلقه دار یا ringed engine چیزی شنیدید؟ من توی مطلبی که می خوندم آب بندی موتورهای حلقه دار و موتورهای ABC (آلومینیوم،برنج،کروم) رو توضیح می داد!
"تعدادی از موتورها حلقه ای دارند که در بالا و اطراف پیستون قرار می گیرد که بوش سیلندر آهنی را درزگیری می کند. به چنین موتوری موتور "حلقه دار" گفته می شود."
تصویر پیوست شده رو ببنید!
معادل فارسی کلمه RINGED ENGINE چی هست؟ آیا تمام موتورهای بلبرینگی ringed engine هستند؟
3- high speed needle valve و low speed needle valve معدلشون به ترتیب : "شیرسوزنی دور تند و شیر سوزنی دور کند" هست؟
فوق العاده بود!!
پس کلمه باله یا بالچه فقط برای stabilizer به کار برده بشه؟!
2- شما در مورد موتور های حلقه دار یا ringed engine چیزی شنیدید؟ من توی مطلبی که می خوندم آب بندی موتورهای حلقه دار و موتورهای ABC (آلومینیوم،برنج،کروم) رو توضیح می داد!
"تعدادی از موتورها حلقه ای دارند که در بالا و اطراف پیستون قرار می گیرد که بوش سیلندر آهنی را درزگیری می کند. به چنین موتوری موتور "حلقه دار" گفته می شود."
تصویر پیوست شده رو ببنید!
معادل فارسی کلمه RINGED ENGINE چی هست؟ آیا تمام موتورهای بلبرینگی ringed engine هستند؟
3- high speed needle valve و low speed needle valve معدلشون به ترتیب : "شیرسوزنی دور تند و شیر سوزنی دور کند" هست؟
high speed= دور بالا
low speed=دور پایین
RINGED ENGINE= موتور رینگی
دوست عزیز من از گفتار شما پیداست، مطلبی که شما در حال ترجمه آن هستید مورد استفاده دیگران هم قرار خواهد گرفت.
من به شما پیشنهاد میدهم ابتدا با کمی مطالعه در مطالب فارسی در همین مورد(که در این سایت به وفور یافت میشود) اطلاعات خود را بالاتر ببرید و بعد اقدام به ترجمه کنید.
بنده و سایر دوستان هم در حد توان خود، در خدمت شما هستیم.
شاد باشید.
فوق العاده بود!!
پس کلمه باله یا بالچه فقط برای stabilizer به کار برده بشه؟!
2- شما در مورد موتور های حلقه دار یا ringed engine چیزی شنیدید؟ من توی مطلبی که می خوندم آب بندی موتورهای حلقه دار و موتورهای ABC (آلومینیوم،برنج،کروم) رو توضیح می داد!
"تعدادی از موتورها حلقه ای دارند که در بالا و اطراف پیستون قرار می گیرد که بوش سیلندر آهنی را درزگیری می کند. به چنین موتوری موتور "حلقه دار" گفته می شود."
تصویر پیوست شده رو ببنید!
معادل فارسی کلمه RINGED ENGINE چی هست؟ آیا تمام موتورهای بلبرینگی ringed engine هستند؟
3- high speed needle valve و low speed needle valve معدلشون به ترتیب : "شیرسوزنی دور تند و شیر سوزنی دور کند" هست؟
با سلام
آن حلقه که شما می فرمائید با نام (رینگ موتور ) و یا( رینگ پیستون ) شناخته میشوند و به همین ترتیب هم در زبان محاوره ای فارسی متداول هستند
(درز گیری) هم که اشاره کردید در حقیقت (گاز بندی) است که بطور غلط مصطلح (آب بندی) گفته میشود
ممنون از راهنماییهاتون
آره ترجمه کردم می خوام منتشر کنم ولی قبل از انتشار میخوام اصطلاحاتی رو که بعد ترجمه شده اصلاح کنم
1- حالا به نظر خودم درزگیری بنویسم خیلی بهتر هست تا گاز بندی!! چون با نوشتن کلمه درزبندی سریعتر منظور فهمیده می شود. نظر شما چیست؟!
سوالات بعدی خودم رو اینجا مطرح می کنم
سلام دوست گرامی
به نظر من میتوانید واژه های سکان افقی و سکان عمودی را در مورد stablizer و fin به کار ببرید
همچنین اصطلاح موتورهای رینگی در فارسی متداول است و هم اصطلاح آبندی
در مورد idel میتوانید از کلمه سلو یا دور پایین یا دور درجا استفاده کنید
درج واژه ها و اصطلاحات در پایان مقاله تان میتواند مفید باشد
KAMRAN111
11-08-10, 10:28 PM
در نظر داشته باشید که جایگزینی برای کلمات رایج شده خودش درد سر ساز می شه و خود متن دوباره به ترجمه و یا تفسیر نیازمند می شه
این کلمات سکان عمودی و افقی و شهپر هم که از اون قدیما هست و چیز تازه ای نیست
کش لقمه هیچ وقت جای پیزا رو نگرفت و ......
در نظر داشته باشید که جایگزینی برای کلمات رایج شده خودش درد سر ساز می شه و خود متن دوباره به ترجمه و یا تفسیر نیازمند می شه
این کلمات سکان عمودی و افقی و شهپر هم که از اون قدیما هست و چیز تازه ای نیست
کش لقمه هیچ وقت جای پیزا رو نگرفت و ......
فکر کنم همون متن زبان اصلی را بذاری بهتر باشه!!!!
AMIN2904
11-08-11, 02:41 PM
منم یه چندتا یادمه.
استیک=اهرم کنترل
رسیور=گیرنده
لندینگ گیر=چرخ وپایه چرخ یاارابه فرود
ترانسمیتر=فرستنده
بادی=بدنه،قاب
فکر کنم همون متن زبان اصلی را بذاری بهتر باشه!!!!
من توی کتابی دیدم نوشته بود سکان ثابت افقی و سکان ثابت عمودی! که معادل خوبی هست
حالا بین سکان ثابت عمودی/افقی و stabilizer/fin و تیغه/بالچه کدوم اصطلاحات پسندیده تر هست؟!
1- توی مطلبی که می خونم ابعاد شیت بالسایی رو بیان کرده که من هرچی فکر کردم منظور از عدد های "7/8-3 و "1/4-26 نفهمیدم (البته علامت " بیانگر اینچ هست!) 1/16 ضخامت شیت بالساست
تصویر رو ببینید:
2- معادل کلمه sheet balsa روکش بالسا نوشته بشه یا همین خود شیت بالسا باقی بمونه؟ (از شیت بالسا برای روکش کردن بدنه یا بال استفاده میشه!)
AMIN2904
11-08-12, 11:09 AM
1=معمولا شیت های بالسا درطول های 1متری وبا ضخامت های مختلف وجوددارند.
2=به هر ورق چوب بالسا یک شیت میگن.مثلا به فروشنده میگیم یک شیت(یاده شیت ویا...) بالسای4میل بده.
من فکرکنم خود اسم بالساروش باشه بهتره چون اسم خودچوبه.
اگر بخوایم بگیم روکش بالسا نمیشه ورق بالسامیشه.
من توی کتابی دیدم نوشته بود سکان ثابت افقی و سکان ثابت عمودی! که معادل خوبی هست
حالا بین سکان ثابت عمودی/افقی و stabilizer/fin و تیغه/بالچه کدوم اصطلاحات پسندیده تر هست؟!
1- توی مطلبی که می خونم ابعاد شیت بالسایی رو بیان کرده که من هرچی فکر کردم منظور از عدد های "7/8-3 و "1/4-26 نفهمیدم (البته علامت " بیانگر اینچ هست!) 1/16 ضخامت شیت بالساست
تصویر رو ببینید:
2- معادل کلمه sheet balsa روکش بالسا نوشته بشه یا همین خود شیت بالسا باقی بمونه؟ (از شیت بالسا برای روکش کردن بدنه یا بال استفاده میشه!)
سلام دوست عزیز
1.بعضی اصطلاحات توی مدل جا افتاده که بهتره تغییر داده نشه مثل: الوران،الویتور،رادر، تراتل،آیدل،ریچ،لین،رادیو، سرو و ... . که اینگونه اصطلاحات با دقت در زبان محاوره ای مدلر ها قابل تشخیصه. وبعضی اصطلاحات مثل: بدنه،گیرنده و ... از معادل فارسی استفاده میشه.
2.اگر شما تمام اصطلاحات را معادل سازی کنی نتیجه ترجمت زیاد جالب از کار در نمیاد
3.بهتره تا جایی که به زیبایی و ساده بودن متنه ترجمه شده لطمه وارد نشه از کلمات اصلی استفاده کنی ودر پی نویس میتونی معادل سازی کنی یا به طور کامل در بخشی مجزا در قالب اصطلاحات و واژه ها توضیح بدی
4. sheet به معنی ورقه یا صفحه است که در بعضی جاها به منظور روکش استفاده میشه ودر جاهای دیگر تشکیل دهنده بدنه هستش.
5. در مورد واحدهای اندازه گیری یه نگاهی به اینجا بندازhttp://mdmetric.com/tech/cvtcht.htm
1- توی مطلبی که می خونم ابعاد شیت بالسایی رو بیان کرده که من هرچی فکر کردم منظور از عدد های "7/8-3 و "1/4-26 نفهمیدم (البته علامت " بیانگر اینچ هست!) 1/16 ضخامت شیت بالساست
این عددها یعنی:
3-7/8 اینچ = سه و هفت هشتم اینچ = 90.84 م م (حدودا)
26-1/4 اینچ = بیستو شش و یک چهارم اینچ = 666.75 م م (حدودا)
1/16 اینچ = یک شانزدهم اینچ = 1.5875 م م
دوستان فوق العاده هستید.
خیلی خوب راهنمایی می کنید
نظراتتون رو به کار خواهم برد.
---به جای شهپر تماما از الوران استفاده می کنم (تلفظ الوران نیاید ایلرون باشه؟ اشتباه رایج نشده؟)
---شیت بالسا به جای روکش استفاده می کنم مگر اینکه جایی که لازم باشه از روکش یا معادل اون استفاده می کنم
1- در متنی که ترجمه شده از basswood برای تیرک بال استفاده می شه! که به معنی لاله درختی هست! من هیچ وقت نشنیدم کسی توی مدلسازی بگه من چوب لاله درختی استفاده کردم! شماها شنیدید؟ به معنای چه نوع چوبی هست؟
Captain_Ali
11-08-12, 08:35 PM
والا من اسپار و لانگرون شنیدم که برای بال و یدنه هست اما basswood نه!
basswood یک نوع چوب هست. که درجاهای مختلفی از ساختار هواپیما برای استحکام بخشی استفاده میشه
دوستان به دنبال یک جمله ای با معنا برای ابتدای "مقدمه" هستم و ربطی به هواپیما و آسمان داشته باشه.
مثلا توی امضای یک فرد خارجی نوشته بود:" بلند شدن اختیاریست ولی فرود اجباریست"
پریدن، باور پرنده ای است که به پرواز می اندیشد وگرنه دلیل پرواز پر نیست...!!!
اگرسازنده ی قفس معنای پرواز را می دا نست، از کارش دست می کشید.
Neutron
11-08-13, 06:52 PM
فقط دو نوع خلبان مدل وجود دارد: آنهائی که کرش داده اند و آنهائی که کرش خواهند داد!! :D
[QUOTE=safari;73654]پریدن، باور پرنده ای است که به پرواز می اندیشد وگرنه دلیل پرواز پر نیست...!!!
/QUOTE]
عجب جمله تاثیرگذاری!!!
معادل این کلمات چی می تونه باشه؟
balance stand
idle bar glow plug(شمع التهابی با میله کور؟)
crankshaft (میل لنگ یا شفت موتور؟)
beam mount
crankcase
drive hub
لطفا به تصویر نگاه کنید!
hasan farahabadi
11-08-22, 02:25 PM
سلام دوست گرامی
برای پاسخ پرسش 1و2 باید بگویم واژه (باله ) و یا (بالچه ) را من در برگردان فارسی دیده ام در همین راستا به الوران ها هم (شهپر) میگویند
سوال سوم اگر منظور بخش دنده شده رابط هاست بله همان (رزوه) متداول است
پرسش چهام واژه ترکیبی (دور آرام ) متداول است اما مکانیک ها( دور در جا) هم میگویند
پرسش پنجم بله همان (موتور الکلی درون سوز) صحیح است
پرسش ششم علارغم اینکه (بوش) فارسی نیست اما اصطلاح (موتور بوشی) متداول است
امید اینکه مفید بوده باشد با سلام در ترجمه کتاب طراحی هواپیما (مترجم) حمید کاشانیان کلیه اجزاء چه ثابت چه متحرک از فرهنگ معین حدود 20 سال است بطور صحیح با تائید اساتید فن هوانوردی نوشته شده است
با سلام در ترجمه کتاب طرا***ی هواپیما (مترجم) ***مید کاشانیان کلیه اجزاء چه ثابت چه مت***رک از فرهنگ معین ***دود 20 سال است بطور ص***ی*** با تائید اساتید فن هوانوردی نوشته شده است
ممنون کتاب رو از کجا می تونم گیر بیارم؟ کسی تصاویری ازش نداره؟
hasan farahabadi
11-08-27, 09:16 AM
با سلام به hashem عزیز با شماره همراه من که برایت مینویسم تماس بگیر من برایت دارم 09121995127 حسن فرح ابادی
دوستان من مطلبی در رابطه با چوب های بالسا (http://www.royalcountyflyers.com/content-pages/balsa_facts.htm)می خوندم و دیدم داره از وسایل خاصی برای برش چوب استفاده می کنند مانند
back saw و razor saw و Razor Blade
معادل فارسی این کلمات چی هست؟
تصاویری از این قطعات هم پیوست شد
hasan farahabadi
11-09-09, 10:16 PM
دوستان من مطلبی در رابطه با چوب های بالسا (http://www.royalcountyflyers.com/content-pages/balsa_facts.htm)می خوندم و دیدم داره از وسایل خاصی برای برش چوب استفاده می کنند مانند
back saw و razor saw و Razor Blade
معادل فارسی این کلمات چی هست؟
تصاویری از این قطعات هم پیوست شد
دوست عزیز اره بالسا بری که استفاده نوعی را که در عکس نشان دادید برای ضخامت های بالای 1 سانت میباشد چون جنس چوب بالسا در قطر های بالای 1 سانت اره با عرض کم در برش کج بریده میشود
hossein sanaey
11-12-08, 05:15 PM
سلام
دوستان من دارم متنی رو ترجمه می کنم ولی برای پیدا کردن معادل فارسی چند وازه گیر کردم!
1- به stabilizer و fin (قسمت های ثابت دم هواپیما) در فارسی چی می گن؟ لازم هست برای این کلمات معادل فارسی نوشته شود؟
2- من برای Fin کلمه تیغه عمودی پسندیدم برای stabilizer هر چی فکر کردم گروه کلمه ای به ذهنم نیومد که بتونه معادل Stabilizer باشه!!
3- اگه لینک های هواپیمای که شیپوری ها وصل می شند نگاه کنید می بینید که انتهاشون شیاردار هست. به این قسمت شیار دار بهتر است بگم "قسمت حدیده شده لینک، یا رزوه شده یا شیار دار"؟
4- حالت idle موتور رو بنویسم "حالت کمینه موتور" یا با همین کلمه idle اسم ببرم؟
5- به glow engine موتور الکلی گفته میشه؟
6- به اصطلاح bushed engine در فارسی چه گفته میشه؟ اگر موتور OS 46LA رو دیده باشید می بینید که بلبرینگ نداره! به چنین موتورهایی bushed engine گفته میشه! حالا نمی دونم توی فارسی بهش چی میگند!!!
دوستان خیلی ممنون میشم اگه بتونید کمک کنید
.................................................. .................................................. ..............................
با سلام به مدلر های عزیز
در پاسخ دوست عزیزمون :
معنی stabilizer می شود متعادل کننده (البته به نظر بنده )
معنیfinمی شود باله یا بالک
معنیglow engine می شود موتور.
معنی bushed engine می شود موتور پوشیده شده از بتونه .
:11:این هم یک واژه نامه ی هواپیمایی .امید وارم مفید باشد .:11:
واژه نامه ی هواپیمایی
معنی واژه کلمه ی انگلیسی
سطح مقطع بال Airfoil
زاویه ی نصب بال Angle of incidence
ایلران Aileron
مرکز ثقل CG
پرواز افقی Cruise
پوشش شفاف روی قسمت کابین Canopy
مرکز فشار Cp(center of pressure
پوشش(روی موتور یا قطعات دیگر) Cowl
تراکم هوا Compress ability
وتر Chord
پسا(نیروی کند کننده یا باز دارنده) Drag
نقطه ی شبنم Due point
نیروی رو به پایین Down Thru
سکان افقی متحرک Elevator
پیشرانه Engine or power plant
بدنه ی هواپیما Fuselage
حرکت هر یک از سطوح تا آخرین حد ممکن Full
قطعاتی شبیه قاب جهت شکل دهی و استقامت Frame یا Former
فریم عرضی Former or Frame Bulkhead
سکان ثابت افقی Horizontal stabilizer
بال روبرو Head wing
محل نصب Location
تیرکهای طولی Longer on
محور عرضی Lateral axis
ارابه ی فرود Landing gear
بدنه ی تخم مرغی Monocoque
هواپیمای یک باله Mono planes
بال خارجی outer wing
فرامین اصلی Primary controls
فشار تثبیت شده Pressurized
مقدورات پروازی هواپیما Performances
چوب سخت(تخته چند لایه) Ply wood
برد Range
میزان تغییر Rate
رادر(یا سکان عمودی متحرک) Rudder
غنی یا غلیظ (ازدیاد سوخت ) Rich
واماندگی Stall
سکان ثابت(افقی/عمودی) Stabilizer
بدنه ی نیمه تخم مرغی semi monocoque
سطح دریا sea Level
جریان منظم پیوسته st dy flov
جریانات منظم streamlining
جدایی جریانات منظم هوا از سطح بال separation
تیرکهای مورب strut
نیروی متمایل به سمت چپ یا به سمت راست side Thrust
نوک(انتهای بال ) Tip
باد پشت Tail wind
مجموعه ی دم Tail Empennage
بدنه ی اسکلتی خرپا Truss
نیروی جلو برنده Thrust
محور عمودی Vertical axis
نوک بال wing tip
ریشه ی بال wing root
طول بال wing spain
آتل متصل کننده ی بال چپ و راست wing brace
ورقه های چوب بالسا Balsa sheet
باک سوخت که حجم ان با واحد oz یا میلی لیتر است Fuel tank
با تشکر از شما.
naghavi
12-01-16, 08:05 AM
:3y84xfp:باسلام بهترین لغت ها همین ها است که ازقدیم رایج بوده وحتی اگر غلط هم باشد چون بگفته اساتید ادبیات غلط مصطلح صحیح است نباید در ان دست برد و خواننده راگیج واذیت کرد نقوی
دوستان به epicycle gearing چه می گند؟ نوع خاصی از جعبه دنده موتور هواپیماهای الکتریکی هست!
معنای epicylce: دایره هایی که مرکزشان حول محیط دایره ای دیگری در حال گردش است
این هم از تصویرش:
http://prius.ecrostech.com/original/Understanding/Images/Epicyclic.gif
http://prius.ecrostech.com/original/Understanding/Images/Epicyclic.gif
behrouz
12-07-05, 06:04 PM
دوستان به epicycle gearing چه می گند؟ نوع خاصی از جعبه دنده موتور هواپیماهای الکتریکی هست!
معنای epicylce: دایره هایی که مرکزشان حول محیط دایره ای دیگری در حال گردش است
این هم از تصویرش:
http://prius.ecrostech.com/original/Understanding/Images/Epicyclic.gif
http://prius.ecrostech.com/original/Understanding/Images/Epicyclic.gif
گيربكس دنده خورشيدى
واقعا کمک کردید.
من دارم یک سری مطلب در مورد موتور های الکتریکی ترجمه می کنم و به اصطلاحات تخصصی بر میخورم خوب به راحتی نمیشه با دیکشنری معدل فارسیش رو پیدا کرد بهترین جا هم اینجا می بینم که می تونم سوالاتم رو مطرح کنم و شما نظراتتون رو بگید:
معدل های فارسی زیر چی هست؟
۱- drive systems (سیستم رانش ترجمه کردم)
۲- geared systems
۳- gear-drive assembly (منظور همون ساختار جعبه دنده هست که به شفت موتور و در نهایت ملخ به شفت جعبه دنده وصل میشه)
۴- pinion gear (چرخ دنده کوچک جعبه دنده)
۵- spur gear (چرخ دنده بزرگ جعبه دنده)
۶- gear train (از تعدادی چرخ دنده تشکیل شده است که با تنیدن دندانه هایشان و چرخاندن یکدیگر نیرو و سرعت تولید می کنند)
http://up.vatandownload.com/images/3l96w7ehr2yby51zabyv.jpg
http://up.vatandownload.com/images/2mip8xj5z3o8ikw2xvzl.jpg
دوستان به این دو نوع پیچ به فارسی چی می گند؟
اسم انگلیسیشون روی هر عکس نوشتم
ALIREZA66
12-07-25, 04:17 PM
دوستان به این دو نوع پیچ به فارسی چی می گند؟
اسم انگلیسیشون روی هر عکس نوشتم
یه سمت راستی میگن رول بولت
مهمولا واسه داخل دیوار و سقف و بتون واینا استفاده میشن.
سمت چپی ها هم پیچ خودکار هستن.رزوه تو آهن و رزوه تو چوب هم میگن.تو همین تصویر ، بالایی سمت چپ مخصوص MDF هستش بدون نیاز به سوراخکاری با پیچ گوشتی شارژی یه راس میره تو چوب و سفت میشه.
ولی اون که سرش تخت هستش خودکار نیست.پیچ مهره هستش.
یه سمت راستی میگن رول بولت
مهمولا واسه داخل دیوار و سقف و بتون واینا استفاده میشن.
سمت چپی ها هم پیچ خودکار هستن.رزوه تو آهن و رزوه تو چوب هم میگن.تو همین تصویر ، بالایی سمت چپ مخصوص MDF هستش بدون نیاز به سوراخکاری با پیچ گوشتی شارژی یه راس میره تو چوب و سفت میشه.
ولی اون که سرش تخت هستش خودکار نیست.پیچ مهره هستش.
آقا خیلی کمک کردی!
این دو معادلی که گفتید فقط افراد متخصص خودش بکار می برند. واژه ها زیاد آشنا نیست. به نظر شما من یکراست از معادل پیچ استفاده کنم یا از اصطلاحات عجیب رول بولت و رزوه آهن یا اصلا معادل انگلیسیش؟
برای کار ترجمه می خوام.
انگلیسی ها برای هر چیز ریز و درشت و عجیب و غریبی معادل خاصی دارند ولی توی ایران تنها کلمه چیز یافت میشه!!:17::sarcastic_hanend:
معادل فارسی connector plug-in؟ (همون پورت های روی گیرنده منظور هست)
کسی تا به حال اسم peak detect" battery charger" رو شنیده؟ به فارسی چی بهش می گند؟
من خوندم که شارژر هایی هستند که نوع و نرخ جریان باتری رو به صورت خودکار تشخصی می دند و متناسب با اون باتری رو شارژ می کنند
دوستان به این سیم لحیم ها چه می گند؟ (به انگلیسی copper solder wick-type braid )
توی عمل بالاخره دیدید و احتمالا باهاش کار هم کردید!
kamranjj
12-07-31, 11:04 AM
دوستان به این سیم لحیم ها چه می گند؟ (به انگلیسی copper solder wick-type braid )
توی عمل بالاخره دیدید و احتمالا باهاش کار هم کردید!
سلام دوست عزیز.
اینا سیم لحیم نیستند.
در واقع معادل فارسیش" قلع کش " هست.
ازین قلع کش ها برای از بین بردن قلع از روی برد به منظور در اوردن قطعه یا از بین بردن اتصال دو پایه که سهوا با قلع اتصال پیدا کرده استفاده میشه.
ایا دنبال قلع خاصی هستید؟
سلام دوست عزیز.
اینا سیم لحیم نیستند.
در واقع معادل فارسیش" قلع کش " هست.
ازین قلع کش ها برای از بین بردن قلع از روی برد به منظور در اوردن قطعه یا از بین بردن اتصال دو پایه که سهوا با قلع اتصال پیدا کرده استفاده میشه.
ایا دنبال قلع خاصی هستید؟
من توی متنی که دارم می خونم می گه "اگه می خواهید پک های باتری بسازید برای اتصالات بین سل های پک توصیه می کنم که از copper solder wick-type braid استفاده کنید!"
منظورش استفاده از سیم لحیم فتیله ای شکل مسی هست. چنین چیزی دیدید؟
به این ابزاری که عکسش رو گذاشتم چی می گند؟ برای اتصال سیم ها به کانکتورها استفاده میشه.
saeed mirsafaie
12-07-31, 07:51 PM
سلام دوست عزیز.
اینا سیم لحیم نیستند.
در واقع معادل فارسیش" قلع کش " هست.
ازین قلع کش ها برای از بین بردن قلع از روی برد به منظور در اوردن قطعه یا از بین بردن اتصال دو پایه که سهوا با قلع اتصال پیدا کرده استفاده میشه.
ایا دنبال قلع خاصی هستید؟
کامران جان مطمئنی قلع کشه؟
والا من از هنرستان تا الان که دانشجو الکترونیکم قلع کش اینطوری ندیدم :306:
kamranjj
12-08-01, 07:59 AM
کامران جان مطمئنی قلع کشه؟
والا من از هنرستان تا الان که دانشجو الکترونیکم قلع کش اینطوری ندیدم :306:
سعید خان پس با این حساب از شما بعیده====>http://iran-micro.com/product_info.php/products_id/2667
در جواب دوستمون که گفتن برای باطری توصیه شده شاید هم یک ایده بوده بجای استفاده از سیم برای پک کردن.
چون اینا سیم های مسی مرغوبی هستند که توانایی جذب قلع بالایی دارن و از این خاصیت برای اتصال محکم تر به کنتاک های باطری استفاده کردن.که ایده بجایی هست.
saeed mirsafaie
12-08-01, 08:27 AM
سعید خان پس با این حساب از شما بعیده====>http://iran-micro.com/product_info.php/products_id/2667
در جواب دوستمون که گفتن برای باطری توصیه شده شاید هم یک ایده بوده بجای استفاده از سیم برای پک کردن.
چون اینا سیم های مسی مرغوبی هستند که توانایی جذب قلع بالایی دارن و از این خاصیت برای اتصال محکم تر به کنتاک های باطری استفاده کردن.که ایده بجایی هست.
مرس آقا کامران جالب بود ، تا حالا استفاده نکردم ، حتما باید ازش استفاده کنم ببینم چطوره
به این ابزاری که عکسش رو گذاشتم چی می گند؟ برای اتصال سیم ها به کانکتورها استفاده میشه.
۱- اون ابزاری که عکسش رو گذاشتم نفهمیدید اسمش چیه؟؟
۲- rosin fluxی که عکسش رو گذاشتم توی فارسی چی بهش می گند؟ (برای تمیز کردن محل لحیم کاری استفاده میشه)
۳- به این نوع سیم های چند رشته ای چی می گند؟
4- به این نوع کلید (arming switch) چی می گند؟
5- سیمی به نام سیم دم خوکی هم داریم؟ سیم هایی که از انتهای کانکتور آویزان هستند.
دوستان به این نوع ترازوهای دستی چه می گند؟ همونی که نون خشکی ها با خودشون دارند؟
عجب روزگاریا! یعنی اینها توی ایران اسم ندارند؟ فقط بهش نگاه می کنیم و می گیم اوون؟
به این چسب های پرزدار چی گفته میشه؟
abedinpour
12-08-12, 10:45 PM
عجب روزگاریا! یعنی اینها توی ایران اسم ندارند؟ فقط بهش نگاه می کنیم و می گیم اوون؟
به این چسب های پرزدار چی گفته میشه؟
سلام
به اين velcro گفته ميشود
سلام
به اين velcro گفته ميشود
به اين نوار چسب ها به اين انگليسي hook and loop fastener گفته مي شه. اين معادلي هم ذكر كرديد كه فارسي نيست!!:23emu:
دوستان به angle of incidence چی گفته می شه؟ http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/0/0e/Aircraft_Angle_of_Incidence_(improved)--1080x660--25Mar2009.jpg/360px-Aircraft_Angle_of_Incidence_(improved)--1080x660--25Mar2009.jpg
behrouz
12-09-01, 11:02 AM
دوستان به angle of incidence چی گفته می شه؟ http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/0/0e/Aircraft_Angle_of_Incidence_%28improved%29--1080x660--25Mar2009.jpg/360px-Aircraft_Angle_of_Incidence_%28improved%29--1080x660--25Mar2009.jpg
زاویه نصب بال (به بدنه )
behrouz
12-09-01, 11:05 AM
به اين نوار چسب ها به اين انگليسي hook and loop fastener گفته مي شه. اين معادلي هم ذكر كرديد كه فارسي نيست!!:23emu:
خوب یه سری چیز ها معادل نداره و باید اسمشون رو گفت
والکرو رو کسانی که میفروشند میدونند چیه ، وگرنه خودتون باید مفهومش کنید ، مثلا چسب دو طرفه پارچه ای میتونه مفهوم رو برسونه
behrouz
12-09-01, 11:05 AM
دوستان به این نوع ترازوهای دستی چه می گند؟ همونی که نون خشکی ها با خودشون دارند؟
ترازوی آویز
behrouz
12-09-01, 11:15 AM
من توی متنی که دارم می خونم می گه "اگه می خواهید پک های باتری بسازید برای اتصالات بین سل های پک توصیه می کنم که از copper solder wick-type braid استفاده کنید!"
منظورش استفاده از سیم لحیم فتیله ای شکل مسی هست. چنین چیزی دیدید؟
به این ابزاری که عکسش رو گذاشتم چی می گند؟ برای اتصال سیم ها به کانکتورها استفاده میشه.
به اون سیم های بافته شده گیس بافت میگند (از بافتن گیسو میاد )
در ایران به هر ابزاری که باعث اتصال دو قطعه هست پرچ کن میگویند ولی دنباله دار
مثلا پرج کن rj11 (برای تلفن)
یا پرچ کن rj45 (برای شبکه کامپیوتر)
یا پرچ کن کاپلر ( سر سیم های صنعتی )
به اون سیم های بافته شده گیس بافت میگند (از بافتن گیسو میاد )
در ایران به هر ابزاری که باعث اتصال دو قطعه هست پرچ کن میگویند ولی دنباله دار
مثلا پرج کن rj11 (برای تلفن)
یا پرچ کن rj45 (برای شبکه کامپیوتر)
یا پرچ کن کاپلر ( سر سیم های صنعتی )
من به یک ابزار فروشی بزرگی سر زدم گفتم این همه ابزاری که شما اینجا دارید حتما اسم فارسی دارند دیگه؟ گفت خیلی از اینها رو کسانی که وارد می کنند اسمی براش می ذارند. مثلاً آچار فرانسه. حتما از فرانسه وارد میشده این اسم رو بهش دادند!!!
به نظرم میاد خیلی از ابزارها رو کسی که داره برای اولین بار استفاده می کنه یا داره به دیگران معرفی می کنه اسمش رو می ذاره!
اسم این ابزار رو از ابزار فروشی پرسیدم گفت: کابل شو پرس کن!!!
حالا این اسم رو بذارم یا شما اسم بهتر دیگه ای سراغ دارید؟
کسی می تونه wing twist چه نوع بالی هست و مقداری برام توضیح بدهید! و همچنین معادل فارسی اگه داره چیه؟
دوستان معادل فارسی ferrite motors چیه؟ کسی می دونه چرا به این نام مشهور هستند؟
navidabbasi
12-10-04, 12:29 AM
دوستان به این نوع ترازوهای دستی چه می گند؟ همونی که نون خشکی ها با خودشون دارند؟
به این میگن ترازو دستی :sarcastic_hanend:
نه بی شوخی جدی میگم خواستی بخری بگو آقا از اون ترازو دستی ها دارین
یارو ترازو دستی؟؟!
آره بابا همون که نون خشکی ها دارن :D (بی مزه:D)
soltani
12-10-04, 12:56 AM
من به یک ابزار فروشی بزرگی سر زدم گفتم این همه ابزاری که شما اینجا دارید حتما اسم فارسی دارند دیگه؟ گفت خیلی از اینها رو کسانی که وارد می کنند اسمی براش می ذارند. مثلاً آچار فرانسه. حتما از فرانسه وارد میشده این اسم رو بهش دادند!!!
به نظرم میاد خیلی از ابزارها رو کسی که داره برای اولین بار استفاده می کنه یا داره به دیگران معرفی می کنه اسمش رو می ذاره!
اسم این ابزار رو از ابزار فروشی پرسیدم گفت: کابل شو پرس کن!!!
حالا این اسم رو بذارم یا شما اسم بهتر دیگه ای سراغ دارید؟
صرفا جهت اطلاع ..
آچار فرانسه
آچار فرانسه نوعی آچار با اندازهٔ دهانهٔ متغیر است که به مهرهها و یا پیچهای شش گوش و یا چهارگوش میخورد. این آچار دارای دو فک ثابت و متحرک میباشد که فک متحرک آن با چرخاندن یک پیچ، به فک ثابت نزدیک و دور شده و در نتیجه قابلیت تطبیق با مهره های مختلف را پیدا میکند.
این ابزار در سال ۱۸۴۲ توسط ریچارد کلابرن مهندس انگلیسی اختراع شد و از این رو در بسیاری از کشورهای اروپایی (مثل فرانسه، آلمان، اسپانیا و ایتالیا) «آچار انگلیسی» نامیده میشود. در بعضی کشورها مانند دانمارک یا اسرائیل به آن «آچار سوئدی» می گویند؛ چرا که نخستین بار جان پتر جانسون در سال ۱۸۹۱ با بهبود در طراحی این آچار آن را به نام خود ثبت نمود. «آچار جانسون» نمونهٔ تکامل یافته تری از آچار اولیهٔ کلابرن بود. در بعضی کشورها نیز (مانند ایران، لهستان، مجارستان، اسلوونی و رومانی) آن را آچار فرانسه میگویند.....،،،
دوستان به back plate موتور به فارسی چی گفته میشه؟ عکسش رو پیوست کردم
http://pics.towerhobbies.com/image/d/dtxg0490.jpg
http://img4up.com/up2/39535237529388188096.jpg (http://img4up.com/)
http://img4up.com/up2/19680008004234400796_thumb.png (http://img4up.com/viewer.php?file=19680008004234400796.png)
دوستان به fuel-tank clunk که توی عکس زیر می بیند چی گفته میشه؟ این قطعه به لوله سوخت داخل باک وصل میشه تا با سنگین کردن لوله همیشه در داخل سوخت قرار بگیره.
http://www.hobbyking.com/hobbyking/store/catalog/HY005-00201.jpg
abedinpour
12-10-26, 05:51 PM
دوستان به fuel-tank clunk که توی عکس زیر می بیند چی گفته میشه؟ این قطعه به لوله سوخت داخل باک وصل میشه تا با سنگین کردن لوله همیشه در داخل سوخت قرار بگیره.
http://www.hobbyking.com/hobbyking/store/catalog/HY005-00201.jpg
سلام
اسم خاصی نداره!
اما دوستان به جای آن فیلنر ضد حباب نصب میکنند که هم به عنوان وزنه و هم صافی عمل میکند
Neutron
12-10-26, 08:40 PM
کتابت هنوز تمام نشده؟
برای هر چیزی معادل فارسی وجود نداره. خیلی چیزها به همون اسم انگلیسی شناخته میشوند.
behrouz
12-10-26, 09:37 PM
دوستان به back plate موتور به فارسی چی گفته میشه؟ عکسش رو پیوست کردم
http://pics.towerhobbies.com/image/d/dtxg0490.jpg
http://img4up.com/up2/39535237529388188096.jpg (http://img4up.com/)
http://img4up.com/up2/19680008004234400796_thumb.png (http://img4up.com/viewer.php?file=19680008004234400796.png)
میتونید بگید درب محوطه میل لنگ (در موتور دو زمانه )
ولی همه به همان back plate میشناسند
behrouz
12-10-26, 09:41 PM
دوستان به fuel-tank clunk که توی عکس زیر می بیند چی گفته میشه؟ این قطعه به لوله سوخت داخل باک وصل میشه تا با سنگین کردن لوله همیشه در داخل سوخت قرار بگیره.
http://www.hobbyking.com/hobbyking/store/catalog/HY005-00201.jpg
وزنه جاذبه داخل باک میتونه خوب باشه ؟
اسم خاصی به فارسی نداره
یا وزنه ورودی سوخت درون باک
ممنون از راهنمایی
من نوشتم کلانک. چون دیدم بعضی چیزها به جای گروه کلمات (طولانی) بهتره با همون اسم انگلیسی شناخته بشند.
دوستان به swept wing (http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/e9/Swept_wing_w_supersonic_shock.svg/220px-Swept_wing_w_supersonic_shock.svg.png)چی می گند؟
http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/e/e9/Swept_wing_w_supersonic_shock.svg/220px-Swept_wing_w_supersonic_shock.svg.png
vBulletin® v3.8.6, Copyright ©2000-2013, Jelsoft Enterprises Ltd.